شقایق،آخرین آیینه داری/امید عاشقان بی قراری/در این شبهای سرد و درد و وحشت/پناه رهروان بی شماری/شقایق ما دلامون تنگ-تنگ است/سراب آرزوهامون قشنگ است/کسی از ما نمی پرسد کجایید/ز جمع مردگان یا زنده هایید/بهای زندگی اینجا همین است/دلامون پر ز غصه نقطه چین است/تمام عمر را پروانه بودیم/به هر جایی که گفتی پر گشودیم/ندیدیم قاصدکهای سواره/شقایق کی تو می آیی دوباره/شقایق ما اسیر شام شومیم/اسیر پنجه های مرگ بومیم/ وفاق و عاشقی اینجا غریب است/تمام وعده های ما فریب است/زمین اینجا زمان را می فروشد/زخون عاشقان دریا خروشد/هوا اینجا هوای گرگ و میش است/جهالت پیشگان را مرگ کیش است/کجایی تو گل گلخانه ما/تماشا کن ببین کاشانه ما/گلامون غصه خوردند از غریبی/دلا از شکوه مردم فریبی/شقایق تا به کی اینجا بمانیم/برایت شعر تنهایی بخوانیم/کجایی،غرق خون شد این زمستان/گلا پژمردن از داغ گلستان/خبر از روزگار ما نداری/شقایق مانده ای یا رهسپاری؟/شقایق شهر ما شهر جنون است/در و دروازه هایش غرق خون است/قفس اینجا خدایی می کند باز/زمستان مهیبی گشته آغاز/شقایق مانده ایم از غربت خویش/نشستیم بارها بر تربت خویش/نمردیم،زنده ایم،اما شقایق/هزاران بار می میریم دقایق/کجایی ای گل گم کرده ما/شرار سینه افسرده ما/تو خود گفتی قرار و ملتجایی/قرار آمد،شقایق پس کجایی/جهان ما جهانی سوت و کور است/یقینا" گر بیایی پر ز نور است/گل و گلخانه ما همدمت باد/نگاه عاشقان بر مقدمت باد/کجایی تو گل اندیشه ما/تمام ذکر و فکر و ریشه ما/کجایی تا دوباره باز بینیم/دو بال بسته را پرواز بینیم/شویم همسایه راز و نیازت/کشیم دستی به محراب نمازت/کجایی مهربان نور سماوات/قبول طاعت و نذر و عبادات/کجایی ما اسیر و بینواییم/شقایق،گو کجا بر سجده آییم/مکن فرزاد شکوه از جدایی/ ببین اینجاست،جای رد پایی.     فرزاد هخامنشی