میلاد شقایق عاشق مبارک باد

                

عکس گل شقایق

شقایق

آخرین آیینه داری

امید عاشقان بی قراری

در این شبهای سرد و درد و وحشت

پناه رهروان بی شماری

شقایق ما دلامون تنگ  تنگه

سراب آرزوهامون قشنگه

کسی از ما نمی پرسد کجایی

ز جمع مردگانی،زنده هایی

بهای زندگی اینجا همین است

دلامون پر ز غصه نقطه چین است

تمام عمر را پروانه بودیم

به هر جایی که گفتی پر گشودیم

ندیدیم قاصدکهای سواره

شقایق کی تو می آیی دوباره

شقایق ما اسیر شام شومیم

اسیر پنجه های مرگ بومیم*

وفاق و عاشقی اینجا غریب است

تمام وعده های ما فریب است

زمین اینجا زمان را می فروشد

زخون عاشقان دریا خروشد

هوا اینجا هوای گرگ و میش است

جهالت پیشگان را مرگ کیش است*

کجایی تو گل باشانه ما

شمیم و نزهت کاشانه ما

گلامون غصه خوردند از غریبی

دلا از شکوه مردم فریبی

شقایق تا به کی اینجا بمانیم

برایت شعر تنهایی بخوانیم

کجایی،غرق خون شد این زمستان*

گلا پژمردن از داغ گلستان

خبر از روزگار ما نداری

شقایق مانده ای؟یا رهسپاری؟

شقایق شهر ما شهر جنون است

در و دروازه هایش غرق خون است

قفس اینجا خدایی می کند باز

زمستان مهیبی گشته آغاز

کجایی ای گل گم کرده ما

شرار سینه افسرده ما

تو خود گفتی قرار و ملتجایی

قرار آمد،شقایق پس کجایی

جهان ما جهانی سوت و کور است

یقینا" گر بیایی پر ز نور است

گل و گلخانه ما همدمت باد

نگاه عاشقان بر مقدمت باد

کجایی تو گل اندیشه ما

تمام ذکر و فکر و ریشه ما

کجایی تا دوباره باز بینیم

دو بال بسته را پرواز بینیم

شویم همسایه راز و نیازت

کشیم دستی به محراب نمازت

کجایی مهربان نور سماوات

قبول طاعت و نذر و عبادات

کجایی ما اسیر و بینواییم

شقایق،گو کجا بر سجده آییم

مکن فرزاد شکوه از جدایی

ببین اینجاست جای رد پایی. ف ه                                                                                       
*از آنجا که فلسفه ظهور و رسالت آقا امام زمان(عج) متوجه کل جهان است؛نتیجتا" زمزمه حقیر نیز در مصاریع مورد نظر کلیت موضوع را در بر می گیرد.

/ 3 نظر / 36 بازدید
لیلی

بر منتظرین مژده بده منتظر آمد از مهد بقا مهدى ثانى عشر آمد ای منتظران گنج نهان می آید آرامش جان عاشقان می آید بر بام سحر طلایه داران ظهور گفتند که صاحب الزمان می آید میلاد امام زمان بر شما مبارک[گل]

سرباز وطن

سلام اولش من اصلا" طبع شعری ندارم چه برسد به سرودن شعر. اینها کار دوست عزیزم جناب آقای درویش است و عنایت ایشان هر عصر جمعه بوسیله پیامک به من می رسد و من هم به رسم امانتداری در تدارک تنظیم "منظومه درویش" هستم. دوما" مگه قرار بود من در یاسوج چنگر بخورم و لنگر بیاندازم؟! کارم تموم شد و برگشتم برای شما هم آرزوی موفقیت و سلامتی دارم. ضمن اینکه یاسوج هر چند امکانات مرکزیت استان را ندارد اما از هوای دلپذیر و طبیعت دلنشین برخوردار است و به قول خود یاسوجیها پایتخت طبیعت ایران است. موفق باشی.

سایت شخصی سام تهامی

خسته ام… نه از راهی که آمده ام!!! یا انتظاری که گاه امانم را می برد… خسته ام از تکرار ندیدنت… بسیار زیبا سپاسگزارم