موج نو

"موج نو"عنوان شعری است که در سال 1340 به وجود آمد.این جریان با انتشار "طرح" اثر احمد رضا احمدی آغاز شد.پس از انتشار"طرح"و مطرح شدن جریانی با ویژگی های این اثر،فریدون رهنما نام آن را با توجه به سینمای موج نو فرانسه که در آن سالها طرفداران زیادی داشت،"موج نو" نهاد.اما محمد حقوقی این نامگذاری را به اسماعیل نوری علاء نسبت داده است.صرف نظر از اینکه چه کسی عنوان موج نو را به این نوع شعر دهه چهل اختصاص داده،همگان احمد رضا احمدی متولد 1319 در کرمان،را بنیانگذار شعر موج نو می دانند.بهرحال اشعار احمد رضا احمدی طبق معمول با مخالفت سنت گرایان مواجه شد و شاعران این نوع شعر را،شاعران غیر متعهد نام نهادند.سنت گرایان معتقدند که موج نو به هیچ یک از معیارها و اصول شعری اعم از وزن و قافیه،تخیل،احساسات،ابهام و ایجاز پایبند نیست؛لذا تنها عاملی که به موفقیت و اقبال آنان کمک کرده،جو سیاسی حاکم بر جامعه بوده است.در برابر آنان،علاقه مندان بنیانگذار موج نو،به زبان شعری عام احمدی،تصویرهای شعری او،استفاده شاعر از صفت،تشبیه و استعاره،طرح داستانی بودن و تازگی کار او اشاره می کنند و می گویند:"احمد رضا احمدی زبان شعری خاص خود را دارد که برای نقد اشعارش لزوما" این زبان را باید کاوید.علاقه مندان موج نو معتقدند که شعر احمدی دارای بیان تصویری است.یعنی بیان شاعرانه او نوعی الفبای تصویری دارد.و این بدان معنا است که او به جای آنکه در کلمه فکر کند،در تصویر فکر می کند و به جای آنکه با واژه های مجرد حرف بزند،با تصاویر قابل لمس محدود مثل پرنده،ماهی،سفال،زغال،کاغذ،فلز،رنگها و غیره حرف می زند.علاقه مندان به موج نو،معتقدند که تکنیک احمد رضا احمدی با ایماژیسم یا تصویر گرایی نیز متفاوت است.چرا که ایماژیست ها(تصویرگراها)اندیشه و احساس خود را به تصاویر ترجمه می کنند و سپس برای بهتر عرضه کردن فکرشان از تمام اشیاء،اشخاص تاریخی و اسطوره هایی که در اختیار دارند استفاده می کنند؛اما تصاویر احمد رضا احمدی حس شده است و او همان قدر در تصویر فکر می کند که مجسمه ساز در سنگ خود.(پیروان مکتب ایماژیسم معتقدند که باید برای بیان مقصود،به جای بیان مستقیم،از تصویر خیال بهره گرفت و تصویرهای خیال نیز باید دقیق و واضح و متوجه جزئیات باشد و بیشتر جنبه عینی و بصری داشته باشد)بهر حال احمد رضا احمدی،فروردین 1345در مقدمه اولین شماره"جزوه شعر"که به مدیریت اسماعیل نوری علاء و همت انتشارات طرفه منتشر شد،مقاله ای نوشت و طی آن رسمی شدن جریان"موج نو"را اعلام کرد.احمدی در این مقاله،پیدایش موج نو را با عنوان "آخرین تولد شعر امروز ایران"نام برد و نوشت:"شعر امروز ایران با معیار و قضاوت،قرار و وعده ملاقات قبلی ندارد.در همین جنبش،جنینی متولد بدون وسوسه،نامی برای تولدش می جوید.تولد خود را تحمیل می کند.این تولد را باید در میان دست ها برآورد و بر روی قلب انبار کرد.چشم ها فقط باید ببینند؛قضاوت با پوست و قلب است."احمدی در ادامه می نویسید:"نیت ما آن بود که از نام های خاص در شعر امروز ایران بپرهیزیم.به دنبال نام هایی باشیم که هنوز مجرد و تنها هستند-و معصوم-در اندیشه تحمیل خود به نفسانیات و عادات ما نیستند."گرچه موج نویی ها هیچ بیانیه ای منتشر نکردند؛ولی در این مقاله اصول و مبانی شعر موج نو را به عنوان بنیانگذار آن متذکر شده اند که می توان آن را در دو اصل کلی خلاصه کرد:الف)موج نو،جنبشی جدید و مخالف با همه اصول شعر سنتی است.ب)اصول و قواعد این شعر مشخص است و هیچ منتقدی با هیچ معیاری نمی تواند به قضاوت آن بپردازد؛زیرا این شعر پایبند اصول و موازینی که نقادان و یا شاعران بنیان می نهند،نیست.به دنبال این توضیح،منتقدین اعتراض به شاعران موج نو را آغاز کردند.زمینه اعتراض منتقدین را نیز شاعران موج نو در پی تشکیل شب شعر"انستیتو گوته"و شب های شعر"یادبود نیما"فراهم ساختند.اولین اعتراض خشم آمیز را هرمز ریاحی در دومین شماره "فصل های سبز" طی مقاله ای با عنوان"آن روزها گربه های تفکر چندان فراوان نبودند"به چاپ رساند.ریاحی درآن مقاله شاعران موج نو را"صاحبان جهل مرکب"نامید و نوشت:"نباید در مورد آنان بحث کرد؛چرا که این بحث خود تبلیغی است برای این مجاهیل."بهرحال موج نو،جریانی جدید در شعر نو فارسی اود و بالطبع برداشت های مختلفی را به همراه داشت.این جریان به لحاظ جدید بودن و تصویر گرایی،جریانی مستقل از شعر نو و گامی تازه در شعر فارسی بود که اقبال عمومی نیز به آن کمک می کرد؛اما از نظر نداشتن وزن به شیوه شعر نو نیمایی و شعر سنتی،نثرگونه بودن،فقدان ساخت در شعر(عدم پیوند منطقی میان مطلع ها یا اجزاءشعر)،عدم توجه به انتقادها و نقاط ضعف،مورد اعتراض واقع شد.این اعتراض ها تا بدان جا پیش رفت که شعر آنان را"ترجمه منثور شعر فرنگی"نام نهادند.نهایتا" موج نو اسیر بحران شد و طرفدارانش نیز به دو گرایش"حجم" و "شعر ناب"روی آوردند.یدالله رویایی که از نظم گرایان مشکل گو و بعدها موسس جریان جدیدی به نام"حجم" است در سال 1357 گفت"در حال حاضر موج نو در شعر نمی بینم جز آنکه اگر حرکتی مطرح باشد،حرکت شاعران حجم گراست و آنچه در سال های پیش به نام موج نو شکل گرفت پدیده ای خام بود که ناپخته ماند و ناپخته رفت"اسماعیل نوری علاء نیز شعر موج نو را حرکت به سوی شعر ناب دانست و نوشت:"شعر این شاعران جز چندتن معدود از ایشان،به معنی دقیق کلمه دارای ارزش های سمبولیک نیست و به معنی دقیق تر،کلمات،تصاویر و معانی به چیزی صریح و آشکار که همواره همزاد و برادر ایشان باشند اشاره نمی کنند؛بلکه همه ابزارهای شعر تبدیل به شخصیت های مستقلی می شوند که دارای وجود مشخصه ویژه ای هستند." شمس لنگرودی نیز شعر موج نو را در شعر فارسی،یکی از عوامل بحران شعر امروز دانست و گفت:"من معتقدم شعر ما از نیمه دوم دهه چهل به بعد آرام آرام دچار بحران شد و این ارتباطی با امروز ندارد.یکی از عوامل،بحرانی بود که با پیدایش موج نو در زیبایی شناسی شعر آغاز شد.به نظر من به رغم استعداد فراوانی که احمد رضا احمدی در شعرهایش داشت،بعضی از شعرهایش و بعضی از شعرهای دیگران که متاثر از اشعار او بودند،باعث و بانی انحراف در شعر شدند." علاقه مندان به موج نو در پاسخ می گویند:"شعر موج نو،شعری است غیر متهد و غیر ایدئولوژیک.در شعر موج نو،شعر ابزاری برای اندیشه ایدئولوژیک و اسلامی به شمار نمی آید و شاعر نیز هیچ گونه تعهدی به موافقت شعر در برابر اندیشه ها ندارد.شعر موج نو برای بیان عواطف و ابزاری برای هنر شاعر است.شاعر موج نو شعر را برای ابزار هنر و زیبایی کلمات می آفریند،نه برای هدف متعهد و محتوایی ایدئولوژیک.لذا همیشه از این تعهد می گریزد."علاقه مندان موج نو می گویند:"کار احمدی به هر سبکی بگراید یا هر سبکی را بسازد،آنچه تاکنون ارائه داده است نسیمی تازه در شعر فارسی است."

در سراشیبی این کوچه 

 گُل شب بویی 

 روییده است 

 در سکوت و هیاهو 

 رشد کرده است 

و  در پایان غروب این جمعه 

 قرار است گُل بدهد 

 از کنار گُل شب بو 

 که عبور می کنیم 

 گذشته مان را فراموش 

 می کنیم 

 که دیوار های خانه و مدرسه

 نمور بود 

 در دست من 

 فقط گُل شب بویِ 

 خشک شده مانده بود 

 پایان روز جمعه بود.

 (احمدرضا احمدی)

اگر آمدی...

من فقط می دانم

دلیل زنده ماندن درخت ها

این صبح های فصول

و کودکان کیف های تهی از روز

تو هستی

من گیاه ندارم

تا از تو با او

گفتگو کنم.

اگر در بهار به خانه ی ما آمدی

نام گیاهان خانه ات را

با درخت کوچه ی ما بگو.

( احمدرضا احمدی)

ماخذ:جریان شناسی شعر معاصر.تنظیم:ف ه 

/ 0 نظر / 34 بازدید