غزل مهتاب

غزل مهتاب،سروده ای از امام موسی صدر است که آن را در سال 1344 به همسر مکرمش بانو پروین خلیلی تقدیم داشته است.نکته جالب و شیرین این غزل در این است که حروف اول مصرع های آن،بر گرفته از نام و نام خانوادگی بانو "پروین خلیلی" است.با هم می خوانیم.

پرده ای از پرند سیم اندود،ماه بر دوش شام گسترده

روشن و دلکش و خیال انگیز،وز نسیم شبانه افسرده

و اندر اعماق آشیانه خویش،سر خود مرغ حق فرو برده

یاد بیداری و تلاش و سخن،از خیال زمانه بسپرده

نیمی از شام هجر بگذشته،صحبت غم به جانم آورده

خواب بگریخته ز دیده من،دامن از اشک چشم پر کرده

لیک با رنج جانگداز فراق،روح باز از غمش نیازرده

یاد مهر حیات بخش"مه"م،زنده می دارد این تن مرده

لاله حاوی او چراغ شب است،نور بر شام هجر بسپرده

یارب از جور دهر بر هانش،تا که برهاند این سراپرده.

یادش گرامی باد  ف ه

 

 

 

/ 3 نظر / 16 بازدید
لیلی

به به چقدر زیبا و عاشقانه . چ بانوی خوشبختی [لبخند]

صفورا

به نام یزدانئ پاک . سلام . به به به امام موسی صدر . چقدر فراق بلاتکلیف این بزرگوار برای خانم سخت بود و هست . حالا خانم در قید حیاتند ؟

لیلی

هیچ دردی سخت تر از هجران و فراق معشوق نیست [گل]