وصیت نامه گابریل در بستر مرگ

اگر بار دیگر بدنیا می آمدم،هر روز بدون استثناء به کسانی که دوستشان می دارم،می گفتم:که تا چه حد دوستشان دارم و به آنها می گفتم:که دلم در گرو محبت آنان است.

اگر فقط چند روز مجال می یافتم تا دوباره زندگی کنم،آن چند روز را یکسره در سایه سار عشق می گذراندم و به همه می گفتم:اشتباه است اگر گمان کنیم که پیران نمی توانند عاشق باشند،کسی که عاشق نیست،پیر است.

به همه بچه ها دو بال پرواز می دادم،اما آزادشان می گذاشتم تا پریدن را خود بیاموزند.

به مردان و زنان کهنسال می گفتم:که مرگ بدنبال پیری نمی آید،مرگ بدنبال فراموش کردن زندگی می آید.

همه گمان می کنند خوشبختی آن بالاها و در اوج هاست.حال آنکه خوشبختی در کف دستان ماست.نگاه کنیم آنچه داریم برای خوشبختی ما کافی است.

زندگی نشانم داد وقتی نوزادی مشت کوچک و لطیف خود را دور انگشت بزرگ و زمخت پدر گره می کند،پدر را برای همیشه بدام عشق خود انداخته است.با عشق همه را بدام می انداختیم.

زندگی یادم داد که انسان تنها زمانی حق دارد به انسانی دیگر از بالا به پائین نگاه کند،که ناگزیر می خواهد به او کمک کند تا بلند شود و روی پای خود بایستد.هیچوقت خود را از هیچکس بهتر نمی دیدم.

اگر بار دیگر بدنیا می آمدم،کمتر می خوابیدم و دیوانه وار تماشا می کردم.به آدمها می گفتم:هر دقیقه ای که چشمان خود را می بندیم،شصت ثانیه نور را از دست می دهیم و شصت بار جهان را.

اگر بار دیگر بدنیا بیایم آنگاه که دیگران می ایستند،من گام بر می دارم،آنگاه که دیگران می خوابند،من بیدار می مانم و زندگی را تماشا می کنم.آنگاه که دیگران سخن می گویند،خیره نگاهشان می کنم و سراپا گوش می شوم.آه که خوردن بستنی چه لذتی دارد.

اگر بار دیگر بدنیا بیایم،جامه های ساده و روشن و آزاد می پوشم،همه طلوع ها و غروب ها را می بینم و با روحی عریان و بی پیرایه همه را به تماشای خورشید دعوت می کنم.

اگر بار دیگر این دل در این سینه بتپد،همه ی نفرتم را روی یک تکه یخ می نویسم و سپس در آفتاب پهن می کنم.گل سرخ را با اشکها و لبخندهایم آب می دهم تا نیش خارها و نوش گلبرگ هایش تا اعماق جانم نفوذ کند.

از شما آدم ها خیلی چیزها یاد گرفتم،ولی چه حاصل!حال که آموخته هایم را مرور می کنم،در بستر مرگ آرمیده ام و دیگر مرا فرصتی نیست تا به آنها عمل کنم.

جهت اطلاع خوانندگان محترم یادآور می گردم که متن  فوق را "گابریل گارسیا مارکز" نویسنده نامدار کلمبیائی پس از شنیدن خبر ابتلای خود به سرطانی حاد،در بستر مرگ به نگارش در آورده است.روحش شاد و یادش گرامی باد.

ماخذ:شرحی بر وصیت نامه گابریل گارسیا مارکز تالیف محمد رضا جاوید. 

/ 2 نظر / 27 بازدید
میلاد اهورا

سلام.وب جالبی داری به وب منم سر بزن. مشتاق تبادل لینک میلاد اهورا

صفورا

به نام یزدان پاک . سلام آقا فرزاد . من چند تا کتاب از گابریل گارسیا مارکز خوندم . ولی قشنگ تر از همهی کتاب ها همین کلام آخرش بود . حالا که اون رفت بیایم خودمون از تجاربش بهره ببریم . و به زندگی طور دیگه ای نگاه کنیم . البته اگه بعضی ها بذارن . [ساکت]