کشور بخواب رفتگان

آرتور کوستلر در کتاب "ظلمت در نیمروز" می نویسد:"ما تاریخ را کامل تر از دیگران آموخته ایم.می دانیم که تاریخ برای فضیلت ارزشی قائل نیست،و جنایت ها مکافات نمی شوند؛ولی هر خطایی عواقب خود را دارد که دامن هفت نسل را می گیرد.هر فکر غلطی که دنبال می کنیم،جنایتی است که در حق نسل های آینده مرتکب می شویم.در نتیجه افکار غلط را باید همان گونه مجازات کنیم که دیگران جنایت را مجازات می کنند." بله،مشهور است که در همه جای دنیا،طبقه فرا دست یا همان ثروتمندان،مالیات می دهند تا جامعه و شهروندان فرو دستش از رفاه و تسهیلات بیشتری برخوردار گردند.اما انگار در کشور بخواب رفتگان قضیه بر عکس است؛طبقات فرو دست مالیات می دهند تا استمرار زندگی اشرافی فرا دستان با خللی مواجه نگردد!در کشور بخواب رفتگان،مالیات ثروتمندان از پنج درصد  به سه درصد تقلیل می یابد تا به جبران آن از چند غاز حقوق کارگر و کارمند غارت شده،علاوه بر مالیات حقوق،شش درصد ارزش افزوده نیز بابت مصرف آب و ماست بستانند!در کشور بخواب رفتگان؛همان سه درصد مالیات ثروتمندان را نیز،تحت عنوان قیمت تمام شده کالا از طبقات فرودست می ستانند تا هیچ قامتی به زیر یوغ ستم برافراشته نگردد و هیچ پایی را یارای پیمودن راه نباشد!در کشور بخواب رفتگان؛جرایم اقساط معوقه وامهای میلیاردی ثروتمندان را می بخشند تا جرایم اقساط معوقه وام ازدواج،تعمیر خانه،یا جرایم اقساط معوقه وام خرید جهیزیه عروس را از ناداشته های پدران و مادران مظلوم این دیار بستانند!در کشور بخواب رفتگان،مجلس برای گیرندگان وام بالای صد میلیارد،برای کسانی که حتی حاضر به بازپس دادن اصل وام گرفته شده نیستند،بحث تفاهم و تقسیط و مذاکره را پیشنهاد می کند؛اما تن محرومان و فقیران را برای عقب افتادن چند قسط وام ناچیز،روزی هزار بار می لرزانند!در کشور بخواب رفتگان،اختاپوس هزار سر ارز،مانع از پائین آمدن نرخ دلار می شود تا هیچ خانواده محرومی نتواند دو تکه کالای آغاز زندگی را برای جهیزیه دخترش خریداری کند و شرمنده خانواده داماد نباشد!در کشور بخواب رفتگان،مدام بر هزینه آب،برق،گاز،تلفن و مایحتاج زندگی می افزایند و مدام بر طبل حذف یارانه ها می کوبند،تا رنج زنده ماندن فقیران را پایانی نباشد! چه بگویم؟فقط این را می دانم،شهیدانی که جان نازنین شان را در دفاع از این آب و خاک بی پروا و خالصانه در طبخ اخلاص نهادند هرگز چنین نمی خواستند!فقط این را می دانم،خانواده های مومنی که به هزار و یک دلیل عاشق راه شهیدانشان هستند،بیش از من منتقد، غصه دارند! غریبانه سکوت می کنند و معصومانه چیزی نمی گویند!آیا اینگونه بودن و اینگونه دیدن را پایانی است؟ الهی چنان کن سرانجام کار/تو خشنود باشی و ما رستگار. ف ه

/ 0 نظر / 17 بازدید