دکتر شریعتی

من از درد به خود می پیچم،مردم گمان می کنند که من می رقصم!

/ 1 نظر / 24 بازدید
لیلی

گاهی... مسیر جاده به بن بست می رود گاهی ... تمام حادثه از دست می رود گاهی ... همان کسی که دم از عقل می زند در راه هوشیاری خود، مست می رود گاهی .... غریبه ای که به سختی به دل نشست وقتی که قلب خون شد و بشکست.... می رود اول اگرچه با سخن عشق آمده آخر خلاف آن چه که گفته ست، می رود گاهی.... یکی نشسته که غوغا به پا کند وقتی غبار حادثه بنشست، می رود اینجا یکی برای خودش حکم می دهد آن دیگری همیشه به پیوست می رود وای از غرور تازه به دوران رسیده ای وقتی میان طایفه ای پَست می رود هرچند مضحک است و پر از خنده های تلخ، بر ما ، هر آن چه لایقمان هست... می رود این لحظه ها که قد کمان ماست، تیریست بی نشانه که از شست می رود بیراهه ها به مقصد خود ساده می روند اما مسیر جاده به بن بست می رود...... دکتر افشین یداللهی