از خیش چوبی تا برنامه هسته ای

"ایران با خیش چوبی و گاوآهن وارد قرن بیستم شد و با صنعت نورد فولاد،یکی از بالاترین نرخ های تصادفات رانندگی در جهان و در عین بهت و ناباوری خیلی ها،با یک برنامه هسته ای،آن را پشت سر نهاد"این توصیف،سرآغاز مقدمه کتابی است تحت عنوان "تاریخ ایران نوین"اثری قابل اتکا برای دانش پژوهان،از یرواند آبراهامیان استاد ممتاز ایرانی کالج و مرکز تحصیلات تکمیلی باروک در سیتی یونیور سیتی نیویورک.آبراهامیان ضمن آراستن مقدمه کتابش به این گفته دیوید لوونتال"گذشته همچون کشوری بیگانه است"ادامه می دهد:این کتاب روایتگر دگرگونی های چشمگیری است که در ایران قرن بیستم رخ داده است.از آنجا که مبتکر و محرک عمده این دگرگونی ها در ایران همواره حکومت مرکزی بوده،کانون توجه کتاب نیز حکومت،چگونگی ایجاد و گسترش آن،و چگونگی تاثیر گذاری ژرف این گسترش نه تنها بر شرایط سیاسی جامعه و اقتصاد،که بر محیط زیست و فرهنگ و مهمتر از همه بر جامعه به طور عام است.آبراهامیان ادامه می دهد"برای کسانی که بر این باورند که حکومت خود بخشی از مسئله و نه راه حل تنگناهای معاصر است،این کتاب ممکن است تا حدی جالب و حتی غافلگیر کننده باشد".در ادامه مقدمه کتاب می خوانیم"هویت ملی ایرانیان،مانند همه هویت ها،سیال و محل مناقشه است.با این حال بستگی ایرانیان به ایران زمین و ایرانشهر به طور چشمگیری ثابت مانده است.ایرانیان هویت خود را هم به اسلام شیعی و هم به تاریخ پیشا اسلامی به ویژه دوره ساسانیان،اشکانیان و هخامنشیان منسوب می کنند". او در بخش دیگری از مقدمه کتاب می گوید:قرن بیستم به رغم پیوستگی ها،تغییرات ژرفی در تقریبا"همه ی جوانب زندگی ایرانیان به وجود آورد.در آغاز این قرن،کل جمعیت ایران کمتر از000/000/12نفر بود که 60درصد آن را روستانشینان،25 الی 30 درصد آن را عشایر و کمتر از 15درصد آن را شهرنشینان تشکیل می دادند.در ابتدای قرن شهر تهران 000/200نفر جمعیت داشت که تا پایان قرن به 6500000نفر بالغ گردید؛نرخ مرگ و میر نوزادان 500در 1000بود که در پایان همین قرن به 28 در 1000 کاهش یافت.جمعیت کشور از 12000000نفر به69میلیون نفر رسید.نرخ باسوادی 5درصدی که محدود به فارغ التحصیلان حوزه های علمیه،مدارس قرآنی و هیئت های تبشیری می شد درپایان قرن به 84درصد افزایش یافت،در ابتدای قرن بیستم کمتر از 50درصد ایرانیان مسلط به زبان پارسی بودند که در پایان قرن به 85درصد ارتقاءیافت،تعداد استانها از 8 به 30 ارتقاء یافت،ثبت نام کنندگان در مدارس دولتی از 2000نفر به 000/000/19میلیون نفر افزایش یافت،طول راههای شوسه از 325کیلو متر به 94100کیلومتر رسید،طول خطوط راه آهن از 12کیلومتر به 10هزار کیلومتر افزایش یافت،تولید برق از صفر به 129 میلیارد کیلو وات ساعت ارتقاء یافت،تعداد تلفن،رادیو،تلویزیون،سینماهای عمومی و عناوین جدید کتاب به ترتیب از هیچ به 15،18 و 5 میلیون و 311سالن سینما و 23500عنوان کتاب ارتقاء یافت.نویسنده در اواخر مقدمه متذکر می شود:از دیدگاه وبری،این کتاب روایتی است از چگونگی جایگزین شدن حکومتی موروثی با یک جمهوری دیوان سالار که در آن مرکز بر پیرامون سیطره دارد؛از دیدگاه تونیس،این کتاب داستان گذار از جماعت به جامعه از خرده جماعت های رو در روی تحت سلطه ی سنت،عرف و خویشاوندی به یک دولت-ملت بزرگ تحت سلطه نیروهای غیر شخصی دیوان سالاری،بازار و تولید صنعتی است؛از دیدگاه مارکسیستی،این کتاب به نشانه یابی گذار از صورت بندی فئودالی به سرمایه داری دولتی می پردازد.از یک قلمرو جفرافیایی سست پیوند با روستاهای جدا افتاده و ایلیاتی به یک اقتصاد شهری شده و یکپارچه که طبقات،در چارچوب دولت بر سر قدرت به رقابت مشغولند؛از دیدگاه برودل،کتاب به بررسی تغییرات ریشه ای و آهسته ای که در ذهنیت مردم روی داده و نیز جرقه ها و ترقه هایی که سطح لایه های بیرونی رویدادهای سیاسی را روشن کرده است می پردازد؛از دیدگاه فوکویی،کتاب روایتگر این است که چگونه گفتمان هایی بدیع بین کهنه و نو تنش ایجاد کرده که نتیجتا"هم تشیع و هم ایرانی گری را عمیقا"دگرگون کرده است.آبراهامیان در پایان مقدمه می گوید:کوتاه سخن اینکه،این کتاب به سودای اریک هابزمان نظر دارد،که نه فقط در صدد بازگو کردن تاریخ سیاسی یا تاریخ اجتماعی،که در صدد بازگو کردن تاریخ کل جامعه است.   مطالعه این کتاب را به مشتاقان تاریخ ایران نوین،به آنانی که در صدد کشف حقیقت هستند و به سازندگان کشور خویش عشق می ورزند توصیه می کنم.ف ه

/ 1 نظر / 15 بازدید
نادر

سلام بی وفا ترکمان کردی؟ چیه دلخوری؟ تو این ماه عزیز قهر کردن خوب نیست. من معذرت میخوام اگر موجب رنجش شما شدم. حلال کن. یه مطلب در باره تربه بر و نقاش تربه بری مرتضی منصف نوشتم. لطف کن ببین برای تکمیلش میتونی کمک کنی. موفق باشی