امید*

دیر گاهی ظلمت

سایه بر چهره ام انداخته بود

رویاهایم بی پایان

و امیدهایم سترگ

سپیده دم خواهد آمد

روشنایی سر بر خواهد زد

زیر این سقف کبود

صدای آنان که

هرگز لب به سخن نگشودند

طنین خواهد افکند.  

*امید شعری  است از بانو "ریگوبرتا منچو" سیاست مدار،نویسنده و برنده جایزه صلح نوبل؛اهل گواتمالا.این سروده زیبا را به سینای عزیزم تقدیم می دارم. ف ه

 

 

/ 4 نظر / 21 بازدید
شارژ ارزان

فروش شارژ ايرانسل و همراه اول با تخفيف 20درصد شارژ 10 توماني را 8 تومان بخريد http://baransharj.tk

شعیب

باسلام کوچه هایمان را بنامشان کردیم تاهرگاه از آنها میگذریم ، بدانیم از گذرگاه خون کدام شهیداست که با آرامش به خانه میرسیم... سالروزفتح خرمشهر وهمچنين سالروزفتح قلعه مستحكم خيبربه دست توانمند مردي الهي كه شيعه به آن مي‌نازد؛حضرت اميرالمومنين،علي .ع.؛گرامي باد.

لیلی

میلاد حضرت رسول , رسول رافت و مروت و عدالت برشما مبارک [گل]