شعر حجم

در سال 1340،به دنبال گسترش شعر نیمایی و پدید آمدن شاخه های گسترده شعر نو،یکی از پیروان شعر"موج نو"به نام یدالله رویایی،شعبه "شکل گرایان"(توصیف صرف و مجرد اشکال زندگی اجتماعی بدون توجه به فحوا و معنایشان)را پدید آورد و سپس موسس و مدافع نوعی جدید از شعر نو با نام"شعر حجم"که شکل سازمان‌یافته و پالایش‌شدهٔ شعر موج نو بود شد.(شعر حجم،شعر محتوا است و تصویر در شعر یعنی گسترش خیال و پرواز به سمت ماورای کلمه و خلق فضا از واقعیت تا ماورای واقعیت است.)اما رویایی در باره جایگاه "فرم" و تقدم فرم بر محتوا می گوید:"شعر من به سبب اهمیتی که برای فرم قایل است ابتدا با فرم تکوین می یابد و آنگاه به محتوا می پردازد.یعنی در اینجا شکل و محتوا برای یک قطعه شعر،کودکان توامانی نیستند که با هم زاییده شوند؛بلکه بدوا" شعر کیفیت تکوینی اش را از طریق فرم آغاز می کند،سپس محتوا تولد می یابد تا بدان زندگی و تکامل بخشد."این گفته رویایی درحقیقت بدان معناست که او فرم را عبارت از ساختاری می داند که نویسنده یا هنرمند تدبیر می کند تا محتوا را در آن جا بدهد.ولی منتقدان جدیدتر می گویند این تمایز گمراه کننده است،چرا که فرم را از محتوا جدا کرده است.به اعتقاد این دسته از منتقدین فرم هم بیرونی است و هم درونی.یعنی میان فرم و محتوا تفاوتی قایل نیستند.(فرم یا شکل در فلسفه یونان و در نظریه افلاطون چیزی است که مادیت ندارد و وجود آن وابسته به چیز دیگر نیست،طبق این نظر،حواس قادر به درک آن نیست ولی خرد آن را درک می کند.در ادبیات و نقد ادبی فرم به معنی گونه ی کلی یا ساختار منحصر به فرد هر اثر ادبی است.در معنای عام،فرم را به معنی الگوهای نحوی و امثال آن نظیر رباعی،غزل و مثنوی به کار می برند.و در معنای خاص تر،فرم به معنی ساختار منفرد و منحصر به فرد هر اثر ادبی به کار می رود.در این مورد فرم شامل اجزاء تشکیل دهنده از قبیل وقایع،موازنه،یا سایر اصول سازماندهی و شکل بندی اثر است.)و اما یدالله رویایی کیست؟یدالله رویایی در سال 1311 در جعفر آباد دامغان از مادری شاهزاده و پدری روستایی به دنیا آمد.تا کلاس سوم دبیرستان در دامغان اقامت داشت و در سال 1328 به تهران آمد و در دانشسرای مقدماتی،چهار سال به صورت شبانه روزی ادامه تحصیل داد،سپس به دامغان باز گشت.در دامغان ابتدا معلم،سپس رئیس اداره اوقاف شد.او پس از چندی دوباره به تهران بازگشت و در دانشکده حقوق به تحصیل در رشته قضایی روی آورد و با اخذ مدرک دکتری حقوق سیاسی فارغ التحصیل شد.رویایی شعر را به طور جدی از سال 1332 شروع کرد.نیما،فریدون رهنما،پل والری،سن ژون پرس و هوسرل درشعر و اندیشه های وی جایگاه خاصی دارند.(پل والری نویسنده،فیلسوف و شاعر احساس گرای فرانسوی بود که برخی او را پایه گذار مکتب سمبولیسم یا نمادگرایی می دانند.از آنجا که بیشتر آثار والری مربوط به دریا بود به او لقب شاعر دریایی نیز داده اند./ سن ژون پرس دیپلمات و شاعر فرانسوی بود که نام اصلی او الکسی لژه است.او اشعار خود را به تاسی از سبک سمبولیسم و سوررئالیسم در سطرهای نامرتب و دراز و کوتاه می نوشت.اشعار او دارای صور ذهنی زیبا و غنی است./ هوسرل استاد فلسفه دانشگاه های گوتینگن و فرایبورک آلمان بود.)رویایی در خصوص تاثیر پذیری هایش از شاعران و هنرمندان فوق می گوید:"من در آغاز شیفتگی زیادی به نیما داشتم ولی کم کم شیفتگی های دیگر من را از زیر تاثیر نیما بیرون کشید.من وقتی که شعر نیمایی می گفتم فکر می کردم که شعر من اصیل است و شخصیت خودش را دارد؛حالا که بر می گردم و آنها را می خوانم،جای پای نیما را در آن می بینم."رویایی در ادامه می گوید:"بعدا" که زبان فرانسه خواندم و با شعر پل والری آشنا شدم؛پل والری مرا به طرف خود کشید و من تحت تاثیر خیال و نگاه او قرار گرفتم.بعد از پل والری،من به سن ژون پرس شیفتگی پیدا کردم.بازی هایی که سن ژون پرس با زبان کرده و پروازی که به نگاهش داده و دیدی که به جهان دارد،همه اینها من را دیگرگون کرد." رویایی با کسب چنین تجاربی می گوید:"حالا دیگر زندگی سالیان شاعری من به زبان فارسی به من می گوید که چه ماموریتی برای غنی کردن زبان عصر خود داشته باشم که به قول هایدگر،زبان خانه هستی است و هستی شاعر آنجا می طپد که خانه اش را به دست خودش ساخته است."رویایی در باره فریدون رهنما می گوید:"رهنما در یک مرحله از زندگی شاعرانه من حضور تعیین کننده ای داشت.رهنما روحیه ای پیشرو داشت.همیشه پیشتاز بود؛نفس های تازه و نیروهای تازه را همیشه جذب می کرد.رهنما روزی به من پیشنهاد کرد که یک هیجان،یک تجمع از بابت طرز تفکر شاعرانه و دید شاعرانه ای که من و گروهی جوان داشتیم را ایجاد کنیم و ارائه بدهیم.حاصل این تشویق های رهنما،چاپ بیانیه شعر حجم بود.باید بگویم که نتیجه این تلاش ها و جای پای رهنما نیز در کتاب"شعر دیگر"حس می شود."رویایی در مورد تاثیر پذیری اش از هوسرل می گوید:"اهمیت حشر و نشر و معاشرت برای من با دیگری بودن است.کشف دیگری است و اینکه وجود من نیست اگر با کسی نباشم،با دوست،با آشنا،بااطرافیانم نباشم.اینکه من یک"دیگر" هستم،یا یک دیگرم،اندیشه هوسرلی است که در سال های چهل در من بیدار شد که دیگری بودن بیشتر از با دیگری بودن است و حتی بیشتر از آن با یکدیگر بودن است."رویایی در ادامه می گوید:"اندیشه هوسرلی مکانیسم تازه ای به عواطف من داد و به این نتیجه رسیدم که ما بدون جهان اطرافمان هیچ نیستیم؛یعنی نه اینکه اطراف وجود دارد و درون وجود ندارد؛بلکه درون ما به این جهت وجود دارد که بیرون هست،یا درون دیگری هست که ما هستیم.اگر بیرون از ما چیزی نباشد،ذهن ما هم بر چیزی توقف نمی کند."رویایی نشر آثارش را با چاپ اولین اثرش"بر جاده های تهی"در سال 1340 شروع کرد و تا سال 1379 با ترجمه"کریستف بالایی"تقریبا" چهارده اثر را به بازار کتاب عرضه داشت.انتشارات نگاه اخیرا"از انتشار مجموعه شعر او "من گذشته امضا" و کتاب"در جستجوی آن لغت تنها" بعد از سال ها خبر داده است.رویایی در"من گذشته امضا"می گوید:"در شخص من دو شخص هست:یکی مفرد که امضا می‌کند،دیگری جمع که می‌خواند.و در لحظه‌ی خوانش،ما سه شخصیم." رویایی علاوه بر این چندی پیش نیز  برای مجموعه ای از مقالات خود که در واقع جلد دوم کتاب "از سکوی سرخ" است،با عنوان "عبارت از چیست؟" مجوز نشر گرفت که به زودی وارد بازار کتاب خواهد شد.رویایی در باره بافت زبانی یا تصویر های فشرده که اساس حجم گرایی در شعر اوست،می گوید:"آنچه به عنوان بافت زبانی از آن یاد می شود در واقع همراه با عوامل دیگر زبانی مثل پیوند کلمات،زندگی هجاها،حیات حروف و به طور کلی تربیتی که من در میان واژه ها دارم و تربیتی که واژه ها در شعر من دارند و رفتاری که واژه ها در فاصله بین نوک قلم من و سفیدی کاغذ دارند و رفتاری که من در فاصله بین ظهور که در ذهن تا حضور آن در جایی از مصراع،با مصراع دارم و رفتار با کلمه و با مصراع،همه اینها زبان شعری مرا می سازند."رویایی"وزن" را از ضروریات شعر نمی داند؛بلکه به آن به عنوان یکی از مصالح شعری نگاه می کند و آن را سلیقه ای می داند.یعنی در اصل معتقد به وجود جوهره شاعری است،پس از آنکه جوهر شعری در ذهن گوینده شکل گرفت می تواند از وزن استفاده کند یا نکند.رویایی می گوید:"وزن تمام شعر نیست.وزن غذایی برای گوش تیز است.وزن در شعر وسیله تداعی است نه داعی."بعضی از منتقدین معتقدند که شعر یدالله رویایی،شعر فرمالیستی محض است.ولی او در برابر این ادعا معتقد است:"مسئله فرمالیسم،مسئله ای است که قبل از اینکه ما حرکت حجم را هم اعلام کنیم و یا شناسنامه اش را بروز دهیم،منتقدها به شعر من نسبت می دادند.به هر حال من هیچ وقت فرمالیسم را به عنوان یک اتهام نمی گرفتم.برای اینکه فکر می کنم که مشغله فرم،مشغله بر جسته کردن محتوا است و محتوا و فکرها همیشه در زرق و برق اطرافشان است که نه لزوما"دکور و تزئین باشد؛بلکه در ساختمان ارائه شان و در ارائه عواملی که فکر نیست،بهتر نشان داده شوند."با این توصیف باید گفت:شعر حجم،چندان عنایتی به اجتماع و مسایل موجود در آن ندارد و شاعران آن نیز نمی خواهند طوری سخن بگویند که مردم عادی جامعه آن را درک کنند.از این روست که شاعر شعر حجم همواره در سطح بالایی سخن می گوید و در واقع معتقد به ایده پردازی است.شاعر در شعر حجم از مخاطبان خاص خود که همان روشنفکران جامعه باشند می خواهد که ایده هایی را که فقط در ذهن و اعماق روان او جای دارد،کشف کرده و به مردم بشناساند.خود رویایی نیز در یکی از مصاحبه هایش این ویژگی شعر حجم را این گونه بیان می کند:"هر شاعری برای خودش خواننده هایی دارد که اصطلاحا" به آنها می گویند"پابلیک" آن شاعر.شعر کارش این نیست که تهذیب اخلاق کند و یا پرچم دار حرفی در میان گروه خاصی باشد و یا ترویج علم کند.البته به طور غیر مستقیم ممکن است چنین کاری رابکند.اما هیچ شعر نویی نباید به مردم چیزی خاص را دیکته کند.این دیکته باید به وسیله روشنفکران و همان پابلیک شاعر صورت پذیرد."(پابلیک در شعر به اشخاص خاصی گفته می شود که وظیفه آشکار کردن مضامین حقیقی شعر شاعر را برای همه مردم به عهده می گیرد.)در پایان برخی نکات مندرج در بیانیه شعر حجم یا حجم گرایی را همراه با شعری از یدالله رویایی،تقدیم شما خوانندگان محترم می دارم.در بیانیه شعر حجم می خوانیم:"شعر حجم،شعر حرف های قشنگ نیست.شعر کمال است،در کمالش وحشی است و در کشف زیبایی خشونت می کند"،"کار شعر،گفتن نیست.خلق یک قطعه است،یعنی شعر باید خودش موضوع خودش باشد"،"شعر حجم از دروغ ایدئولوژی و از حجره تعهد می گریزد و اگر مسئول است،مسئول کار خویش و درون خویش است که انقلابی و بیدار است و اگر از تعهد می گوید از تعهدی نیست که بر دوش می گیرد؛بلکه از تعهدی است که بر دوش می گذارد.چرا که شعر حجم به دنبال مسئولیت ها و تعهدهای جهت داده شده نمی رود،به درون نبوت می دهد تا از نداهای او جهت بگیرد و جهت بدهد.پس این شعر پیش از آنکه متعهد بشود،متعهد می کند". 

 تعبیر

خواب دیدم در بیابانی دراز
خاک راه از خون پایم رنگ شد
از دو چشمم ریخت زنجیر سیاه
حلقه زد بر دستهایم تنگ شد
اختری آویخت بر سقف سپهر
مار شد پیچید دور گردنم
بر زدم فریاد : وای
ابری چو کوه
غول شد افتاد بر روی تنم
خنجری بر چشم خورشیدی نشست
قطره خونی به درگاهم چکید
کوکبی افتاد بربامم شکست
شب پره شد در غبار شب پرید
آفتابی سرخ در من سبز شد
سبزها در زرد جانم ریخت گرم
بانگ کردم وه چه آف...
اشکم ز شوق
قفل شد بر چفت لب آویخت نرم
جستم از خواب : آسمانی تار تار
کفتری فانوس بر منقار داشت
ماه می نالید و روی گونه هاش
جای دندانهای گرگی هار داشت
باز دیدم در بیابانی دراز
خاک راه از خون پایم رنگ شد
از دو چشمم ریخت زنجیر سیاه
حلقه زد بر دستهایم تنگ شد

 ماخذ:جریان شناسی شعر معاصر. تنظیم: ف ه

 

/ 0 نظر / 45 بازدید