از مرگ

از مرگ ...

هرگز از مرگ نهراسیده ام

اگر چه دستانش از ابتذال،شکننده تر بود.

هراس من – باری – همه از مردن در سرزمینی است

که مزد گورکن

از آزادی آدمی

افزون تر باشد

جستن

یافتن

و آنگاه

به اختیار برگزیدن

و از خویشتن خویش

باروئی پی افکندن ...

اگر مرگ را از این همه ارزشی بیش تر باشد

حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم.

کاشفان فروتن شوکران/احمد شاملو

 

/ 0 نظر / 32 بازدید